به نظر راجرز و سایر نظریه پردازان خودشکوفایی، عزت نفس بالا جنبه مهمی از خود پنداره است است و با سازگاری فرد ارتباط دارد.

به گفته آنها، افراد برخوردار از کارکرد آرمانی، خود را با تمامی نقاط قوت و ضعف می پذیرند اما این دیدگاه ممکن است عده ای را دچار و دردس سازد. ضرب المثل «خواره چون بالارو و سرنگون شود». حاکی از آن است که عزت نفس مفرط می تواند چیز نابخردانه ای باشد. برخی از مذاهب و ادیان غرور را گناه شمرده اند.

ما از کسانی که خودپسند هستند بدمان می آید. و ممکن است در مورد اینکه خویشتن پذیری بیش از حد مانع تغییرات مورد نیاز در زندگیمان شود. نگران باشیم پس اجازه دهید این موضوع را دقیقتر بررسی کنیم.

«غروری» که نویسندگان کهن آن را هشدار می دادند با مفهوم هدبریس (یک واژه یونانی)، یعنی غرور توهین آمیز و گستاخانه ای که در نتیجه یک فرد فناپذیر خود را با خدایان یکی می دانست رابطه دارد. اما خویشتن پذیری مطلوب در میان نظریه پردازان کمال عبادت است از ادراک درست خویشتن، که طبعاً شامل نقاط ضعف او نیز می شود.

رهبران مذهبی در واقع علیه عشق محمن به خود هشدار داده اند. همانگونه که نظریه پردازان کمال می گویند، «خویشتن پذیری» بدان معنا نیست که این گونه افراد هرگز تغییر نمی کنند. بر عکس آنها نسبت به بسیاری از دیگر افراد دو برابر تغییر گشوده تر عمل می کنند. زیرا نواقص و معایب خود را به درستی تشخیص داده و در عین حال آنقدر خود را با ارزش می دانند که تغییر کنند.

خویشتن پذیری در این معنا صرفاً به متوله ی آن است که شما از خودتان به خاطر ناکامل بودن ناامید نمی شوید و اظهار نارضایتی نمی کنید.

شما خودتان را به رغم معایبی را دارید فردی اساساً با ارزش تلقی می کنید(همان منبع)لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش خود کارمدی و عزت نفس افراد مبتلا به اعتیاد شیشه


دیدگاهتان را بنویسید