3-9-1- مقدمه :

فورد و تايلور مقدار زيادي عملکردهاي مديريت را ارائه داده اند به منظور اينکه در يک رشد سريع نيازها در يک اقتصاد جهاني واکنش نشان دهند در حاليکه تقاضا بيشتر از عرضه بود . بهره وري در حال رشد شان کافي بود تا با تقاضايي رو در رو شوند که به طور مداوم رو به افزايش بود ، به منظور اينکه حد متوسط استاندارد زندگي بهبود بخشيده شود . طرف ديگر سکه براي بسياري از مردم ، کاريکنواخت و خسته کننده بود که هدف جهاني سخت بود تا پيدا شود . چارلي چاپلين در فيلم اش بنام « زمان هاي مدرن » مازاد اين عملکردهاي مديريت عملياتي علمي را شرح مي دهد . چه چيزي ويژگي اين نوع سازمان دهي بود ؟ کلمات تخصصي و تقسيم کار اينهايي هستند که کمک فورد و تايلور در بهترين شويه را شرح مي دهد .در آن زمان ، در شروع قرن بيستم ، تنها نيروهاي کار فاقد صلاحيت قابل دسترسي بودند . کارخانه ها مجبور بودند تا به کارگرها در يک کار تکراري ساده آموزش بدهند که به سوي عملکرد توليد بر اساس مسير طراحي هدايت مي شد . تحقيق و طراحي ، فعاليت هاي تکنيکي و اجرايي متمرکز شده بودند . روش هاي اداري ترتيب هاي کاري دقيق رو به جلو بودند . همان طور که موقعيت اقتصادي و اجتماعي تغيير کرده احتمال نداشت تا چيزي که توليد مي شود ، فروخته نشود . عرضه بيشتر از تقاضا بود . قدرت از توليد کننده به مشتري تغيير کرده است . رقابت و شرايط کيفيت نيز آموخته مي شود . بعلاوه ، کارهاي تکراري و ساده شروع به اتوماتيک شدن مي کند . پيشرفت تکنيکي به اين اتوماتيک سازي و افزايش در هزينه هاي کارگر اجازه مي دهد که مطلوب و مقرون به صرفه است .از نتيجه ، پارامترهاي بسياري همگرا شدند :

  • اتوماتيک سازي
  • افزايش انعطاف پذيري محدوديت ها ، هزينه ها بر کيفيت توليد
  • سطح آموزش و خواسته هاي کارگان .

3-9-2- تقويت کار :

مجموع فعاليت هاي منسجم اجرا شده بودند : در عوض يک کارخانه بزرگ که ميزان گسترده اي از محصولات را توليد مي کند ، يک تجمع از مراکز سود دهي يا واحدهاي تجاري شروع به توليد دستي ميزان محدود از توليدات کردند . اين دلالت مي کند که کارکردهاي تکنيکي مجبور است تمرکز زدايي شود . عقيده هاي مشتري هاي دروني ، روابط مشتري تأمين کننده بين گروهها ظاهر مي شود .

3-9-3- TQM :

کيفيت يک مزيت رقابتي است . کيفيت فقط به عنوان عملکرد کنترل کيفيت در انتهاي مسير توليد ديده نمي شود ، بلکه به عنوان عملکردي که به سوي ارتقاي کل بخش هاي کارخانه هدايت مي شود .

3-9-4- JIT :

JIT فلسفه مديريت عملکردها است که بر اساس کاهش تأخير در هر قسمت از توليد است به منظور اينکه نتايج بهينه حاصل مي شود . اين حصول خواهد شد اگر سيستم به هر اپراتور ، در هر مرحله عملکرد ، ارائه شود .نتيجه عملکردي يک کاهش از محصولات نيمه پايان يافته ، فهرست مواد خام يا بخش ها  است . براي توضيح اين نتايج ، فقط در مورد يک خط مونتاژ اتوماتيک فکر کنيد . در گذشته ، يک سم از صندلي ها وجود داشت در حاليکه صندلي ها بر طبق ترتيب مشتري انتخاب شده بود که دو ماه قبل تر در اداره فروشنده استقرار شده بود . اکنون ماشيني که به وسيله فروشنده در روز X سفارش داده مي شود  در روز X+20 وارد خط مونتاژ مي شود . رديف مجموعه اي که آن را تعيين مي کند ، خوانده مي شود و سفارشي براي صندلي مورد نياز به تأمين کننده صندلي فرستاده مي شود که چند کيلومتر از کارخانه قرار دارد . اين تأمين کننده چند ساعت وقت دارد تا صندلي را پوشش دهد تا آن را بفرستد و آن را به خط مونتاژ حمل کند درجائيکه آن نبايد مونتاژ شود . فقط رديف محدودي از صندلي وجود دارد ، اما يک جريان مداوم از کاميون ها بين تأمين کننده و کارخانه اتوماتيک سازي وجود دارد . بنابراين ، ارتباط با کل کنترل کيفيت به نظر ضروري مي آيد . در انتها  ،روشن است که تأمين کننده ها نمي توانند اين شراکت را با يک تخمين از سطح توليدشان شروع کنند . دليل اينکه چرا JIT بيش از يک تئوري کنترل عملکردها است ، اين است که چون آن شامل جنبه هاي متفاوتي است لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تاثیر مديريت و برنامه ریزی نیازمندی­های مواد (MRP) در بهبود بهره وری  تولید


دیدگاهتان را بنویسید