برخی دیگر موضوع را با توجه به وضعیت مجنی علیه به دو حالت تقسیم کرده و در حالت ترساندن فرد بالغ، اصل را بر عدم ضمان دانسته و مدعی را نیازمند اثبات رابطه استناد می دانند؛ در حالیکه در مورد ترساندن صغیر، مریض و فرد ترسو اصل را بر ضمان گذاشته و عدم وجود رابطه استناد را نیازمند اثبات می دانند. در مقابل این عده، برخی دیگر از فقهای معاصر بدون توجه به وضعیت مجنی علیه و در هر حال، در صورت اثبات رابطه استناد، مرتکب را ضامن دانسته اند.

مشاهده می شود که نظر فقها در این مورد ماهیتا هیچ اختلافی با هم نداشته و صرفا اختلاف آنها، در مورد اثبات رابطه استناد بین ترساندن و مرگ مجنی علیه است، که در آینده بیشتر به آن خواهیم پرداخت. به هرحال قانونگذار نیز با پیروی از فقهای شیعه اقدام به وضع ماده 501 قانون مجازات اسلامی نموده است که به موجب آن« هرگاه كسي به روي شخصي سلاح بكشد يا حيواني مانند سگ را به سوي او برانگيزد يا هر كار ديگري كه موجب هراس او مي‌گردد مانند فرياد كشيدن يا انفجار صوتي انجام دهد و بر اثر اين ارعاب، شخص بميرد يا مصدوم گردد حسب مورد بر اساس تعاريف انواع جنايات به قصاص يا ديه محكوم مي‌شود».

دقت در ماده فوق نشان می دهد که اولا مرگ مندرج در آن، در اثر فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی است و نه انواع دیگر فعل؛ زیرا در ماده پس از طرح مساله، مقنن مقرر داشته است و بر اثر این ارعاب آن شخص بمیرد که ظهور در صدمه معنوی مجنی علیه دارد. خصوصا آنکه همانطور که گفته شد ماده 499، حاکم بر فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه مادی است. دوم آنکه موارد مذکور در ماده تمثیلی بوده و هر نوع صدمه معنوی دیگر مانند به هیجان افتادن شدید و نیز دادن خبر غمناک به دیگری یا چسباندن دروغ اطلاعیه فوت فرزند قربانی را نیز در بر می گیرد( سپهوند: پیشین، 43).

 

 

متن کامل در سایت baharfile.com

دسته بندی : دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید