دانلود پایان نامه ارشد رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه عوامل جذب سرمایه مشتری با تاکید بر تأثیر رسانه های بازاریابی اجتماعی

مبنای اجتماعی بازاریابی: تأمین نیازهای انسانی

بازاریابی با زندگی روزگرد بشر در ارتباط می باشد. ما با نیازهای بیشماری در زندگی روبه رو هستیم و این نیازها ما را به کوشش و تکاپو وادار می کنند و بازاریابی کوشش دارد با کمترین کوشش این نیازها را برطرف سازد. در واقع، قانون دست نامرئی آدام اسمیت، یک بار دیگر، میدانداری می کند و کوشش های بازاریابی را که اصولاً با هدف کسب سود از سوی بنگاه های اقتصادی به اقدام می آید، به ابزاری جهت برآوردن نیازهای افراد جامعه بدل می سازد. تام پیترز و رابرت واترمن مطالعات گسترده ای را در شرکت های بسیار موفق مانند هیولت پاکارد، فریتولی، پروکتراند گمبل، تری ام، ماریوت و چند شرکت موفق دیگر انجام دادند. نتیجه این مطالعات نشان می‌داد که این شرکت ها، همگی دارای مجموعه ای از اصول مشترک بازاریابی هستند. به بیانی دیگر، شرکت­ها شناخت و آگاهی دقیقی از چگونگی ترغیب کارکانان خود برای افزایش کیفیت و ارج نهادن به مشتری دارند (خورشیدی و مقدمی، 1382).

سایر پژوهشگران نیز عواملی نظیر عملکرد ممتاز کارکنان مستعد و نظام اطلاعاتی مطلوب را عامل موفقیت این شرکت ها می دانند، تأکید اصلی آنان بر روی عواملی نظیر درک صحیح مشتری، ارائه خدمات بهینه و تأمین نیازهای آنها در یک بازار هدف می باشد. بسیاری از مدیران ارشد شرکت های امروزی مهمترین مسأله خود را تدوین، اجرا و بازنگری راهبردها و خط مشی های بازاریابی رقابتی عنوان می ­کنند و از همین رو، تقاضای شرکت ها به مدیران رده بالای بازاریابی روز به روز افزایش پیدا می کند. می توان نتیجه گرفت که بازاریابی عامل اصلی موفقیت شرکت­های تجاری به شمار می رود. واژه بازاریابی نباید با مفهوم قدیمی آن یعنی فروش اشتباه گردد. معنا و مفهوم جدید بازاریابی، تأمین نیازهای مشتری می باشد (همان منبع).

 

تفاوت بازاریابی تجاری و بازاریابی اجتماعی

بسیاری از مدیران بازاریابی سازمان‌ها، بازاریابی اجتماعی را به عنوان یکی از شاخه‌های دانش بازاریابی به شمار می‌آورند. آنها بر این عقیده‌اند که مبحث بازاریابی اجتماعی مانند مباحث دیگر بازاریابی نظیر رفتار مصرف کننده،‌ مدیریت توسعه محصولات جدید، قیمت‌گذاری، و فعالیت‌های ترفیعی و تشویقی بایستی در حوزه بازاریابی تجاری مورد مطالعه و مطالعه قرارگیرد. پس، از نقطه نظر آنان حوزه مستقلی تحت عنوان بازاریابی اجتماعی وجود خارجی ندارد. این استدلال و نتیجه‌گیری شاید از آنجا ناشی می گردد که بازاریابی اجتماعی کاربرد فنون بازاریابی تجاری برای تحقق اهداف و مقاصد اجتماعی می باشد و بازاریابان اجتماعی در درجه نخست اصول و مفروضات بازاریابی تجاری را می‌پذیرند و از دانش و تجربه کافی در زمینه بازاریابی تجاری برخوردارند (وینریچ، 1380).

حقیقت امر این می باشد که مطالعه بازاریابی اجتماعی به عنوان یکی از حوزه‌های وابسته به بازاریابی تجاری صحیح نیست، زیرا که بازاریابی اجتماعی حوزه مستقلی می باشد که علیرغم شباهت‌های بسیار با بازاریابی تجاری، از نظر اهداف، مقاصد و سازماندهی تفاوت‌های بارز و چشمگیری با آن دارد. اگر وظایف و مسئولیت‌های بازاریابان اجتماعی را مورد مطالعه دقیق و موشکافانه قراردهیم، نظاره می‌کنیم که بازاریابی اجتماعی ریشه در جای دیگری دارد. درست می باشد که ارتباط و وابستگی نزدیکی بین بازاریابی تجاری و بازاریابی اجتماعی هست و بازاریابی اجتماعی در واقع کاربرد اصول و روش‌های بازاریابی تجاری در اهداف و مقاصد اجتماعی می باشد،‌ اما علیرغم این واقعیت می‌توان با قاطعیت اعلام نمود که بازاریابی تجاری و اجتماعی تفاوت ماهوی وذاتی با یکدیگر دارند (کاتلر، 1379).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

این پژوهش در پی پاسخگویی به سوالات زیر می باشد:

– آیا بین اندازه جذب سپرده و اندازه فعالیت رسانه­های بازاریابی اجتماعی ارتباطی هست؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

– آیا بین ارزش سهام شرکت و اندازه فعالیت رسانه­های بازاریابی اجتماعی ارتباطی هست؟

– آیا بین ارزش ویژه برنده و اندازه فعالیت رسانه­های بازاریابی اجتماعی ارتباطی هست؟

– کدامیک از رسانه­ها برای بازاریابی اجتماعی در موسسه مالی مهر برای جذب سپرده مناسب­تر می باشد؟

– اندازه تاثیرگذاری هرکدام از رسانه­های بازاریابی اجتماعی در جذب سپرده به چه اندازه می باشد؟

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه عوامل جذب سرمایه مشتری با تاکید بر تأثیر رسانه های بازاریابی اجتماعی با فرمت ورد